همدم...
گفتم دِین...ولی...حقیقت اینه که هرچی میگردم دینی پیدا نمیکنم...حقی پیدا نمیکنم...این من بودم که باهاش بازی شد...من بودم که بهش دروغ گفته شده...من شدم موش ِ آزمایشگاهی واسه فهمیدن ِ اینکه تو اون شرایط در مقابل ِ هر جمله چه واکنشی نشون میدم...:)
و حالا بعد از همه ی این من ها:)....
من میگم انسان دوستی تو این عصر آسیب زننده ترین حس ِ دنیاس...اگه تو وجودت پیداش کنن...ازت سوء استفاده میکنن...:)
کاش نبودم:)...کاش این حس نبود:)...کاش حالا بعد ی اون همه اتفاق وقتی کسی چیزی میگفت میگفتم این آدم دروغ ِ این حرف دروغ ِ این حس دروغ ِ ولی نمیتونم...نمیتونم بنا رو به دروغ گویی آدما بذارم و دل بشکونم...وقتی شکوندن...
ولی مسئله ی من گذشته و دروغاش نیست...
مسئله این "حال ِ" که داره از حال میبرتم...:)
چقدررر از این "مـــــــن" بدم اومده....چقدر دلم میخواد این "تـــــــو" از اول نبود...چقدر اون "او" رو نمیفهمم ... و چقدر دلم واسه "خودم" تنگــــــــــ شده ...
*هوووم ... عید .... نوروز ... سال ِ نو ... کاش این واژه ها 1% از شوق بچگی رو به دلم مینشوند ولی ... انگار به قول ِ سهراب زندگی فقط یه سال ِ اولش زندگی ِ ... بقیه اش تکرار ِ مکرراتِ ... فصل به فصل ....
*همدم... جغدم که باشم...با چرخش ِ 360 درجه ی گردن ... بازم هر چی نگاه میکنم ... تو شب .... تو روز.... هیشکی حالش خوب نیس... لبخند ِ کیو ببینم خوشحال شم؟:)
+۴-۵ تا از لینکا حذف شدن :) نه به خاطر ِ اینکه بهم سر نمیزدن ... به خاطر ِ اینکه اونقدی جذبشون نبودم که برم بخونمشون ... پس بهتر ِ فضای الکی اشغال نکنیم ... ( فعلا"ترجیح ِ ما همین چند نفر ِ با کیفیت است ) ... حتی وبایی که تعطیل یا شیلتر شدن ولی دوسشون دارم ... پس میمونن :)
+سی اما رو باز میذارم ... جمع خیلـــــــی خودمونی ِ:)
+قبل ِ این آپ کلی نوشتم پرید...خدا امواتت رو بیامرزه بلگفا:)
+حالم دیگه از این قالب ُ آهنگ به هم میخوره ... تازه نصف ِ نوشته هامم نشون نمیده ... خدایا حوصله ای عطا کن عوضش کنیم:)
